شمشیر · 8 از Swords
هشت شمشیر معنی کارت تاروت
- راست
- احساس گیر افتادن، محدودیت خود، فکر کردن اضطراب، داستان قربانی، فلج
- معکوس
- آزادي، چشم انداز جديد، آزادي خود، مواجهه با ترس
- آره يا نه
- نه
- عنصر
- Air
- نجوم
- Jupiter in Gemini
چيزايي که کارت نشون ميده
زن تنها در یک زمین مرطوب و در حال موجزدن ایستاده، با پارچهای سست و چشمبند، لباس خاکستری اش در آبهای کمعمق در زیر پاهایش شناور است. هشت شمشیر او را احاطه کردهاند، به سمت پایین در گل فرو رفته، اما به جای قفس، یک حصار شکسته را تشکیل میدهند: شکافهای وسیعی بین آنها باز است و راه پیش روی او کاملاً روشن است.
هشت شمشیر: معناي راست
خلاصه: این تله از تفکر ساخته شده است - اتصالات از آنچه احساس میکنند سستترند، بنابراین سؤال «من نمیتوانم» را بپرسید.
از نزدیک به این زندان نگاه کنید: شمشیرها دایره را نمی بندند ، چشم بند را می توان از شانه بیرون کشید ، بندها رها هستند. هشت شمشیر درباره تله هایی است که از تفکر ساخته شده اند ، من نمی توانم بروم ، من هیچ انتخابی ندارم ، برای من خیلی دیر شده ، آنقدر تمرین شده اند که احساس می شود مانند دیوارها هستند. موقعیتی که داستان را به وجود آورده ممکن است یک بار واقعاً محدود کننده باشد. کارت زمانی ظاهر می شود که محدودیت بیشتر درونی شده است ، با تمرین اضطراب به جای واقعیت حفظ می شود. این در واقع خبر خوبی است که لباسی تیره پوشیده است ، زیرا زندان های ذهنی کلیدهای ذهنی دارند. این هفته یک فرض را امتحان کنید ، فقط یک فرض ، اگر بتوانید آن را پیدا کنید ، آن باربر است. مستقیماً بپرسید. به هر حال ، آن را بکار ببرید. بگویید. شکاف شمشیرها از داستان شما در مورد آن بزرگتر است.
هشت شمشیر: معنی معکوس
خلاصه: چشم بند از چشمت جدا ميشه و تو قدم ممنوعه رو ميکشي. حصار همش ناتمام بود.
چشم بند از چشمتان جدا می شود. این کارت معکوس شده ، نشانگر لحظه آزاد شدن است: شما داستان را زیر سوال می برید ، یک قدم ممنوع می برید ، و متوجه می شوید که حصار تمام مدت ناتمام بود. اغلب در این مرحله خشم وجود دارد ، در مورد موقعیت ، در مورد دیگران ، در مورد خودتان برای زمان گذرانده شده در بند ، و خشم اگر به جلو اشاره کنید سوخت است. گاهی اوقات معکوس شدن به خلاف آن هشدار می دهد ، محدودیت سخت تر می شود زیرا داستانی که بر اساس ترس است پیچیده تر می شود. تفاوت در زبان شما قابل مشاهده است. «چه می شد اگر فقط سعی می کردم» کارت آزاد شدن است. «از آنچه فکر می کردم بدتر است» کارت درخواست کمک برای گشودن گره ها ، چشم های دوست ، مشاور ، هر کسی خارج از داستان است.
هشت شمشیر: عشق و روابط
راست
احساس گسیختگی در یک رابطه، یا گسیختگی خارج از یک رابطه. «من نمیتوانم بروم»، «من نمیتوانم چیزی را که نیاز دارم بگویم»، «هیچکس دیگری مرا نمیخواهد»، این کارت با اینها به عنوان ادعاهایی که باید آزمایش شوند، نه حقایق که باید اطاعت شوند، برخورد میکند. محدودیتهای واقعی شایسته برنامهریزی واقعی هستند؛ محدودیتهای خیالی شایسته یک آزمایش صادقانه هستند. بفهمید که شما از چه نوع محدودیتهایی رنج میبرید.
معکوس
داستان گیر افتاده شکسته می شود. شما چیزی غیر قابل گفتن را می گویید و رابطه از آن نجات می یابد، یا چیزی را که مطمئن بودید نمی توانید رها کنید، رها می کنید، یا سرانجام الگو را از بیرون می بینید. قلب های تازه آزاد شده گاهی به سمت بدبینی می روند؛ توجه کنید به این جابجایی و اجازه ندهید که یک زندان زندان بعدی را بسازند.
هشت شمشیر: کار و پول
راست
دستبندهای طلایی، اطمینان از بیراهه بودن، «من هرگز نمیتوانم در جای دیگری موفق شوم.» هشت شمشیر در خواندن شغلی تقریباً همیشه نشانگر تواناییهای دست کم گرفته شده و گزینههای ناشمار است. قبل از قبول اینکه به دام افتادهاید، دادههای واقعی را جمعآوری کنید: یک درخواست، یک گفتگو، یک نگاه به بازار. افراد به دام افتاده که قفل را امتحان میکنند اغلب آن را نقاشی شده مییابند.
معکوس
جنبش برمیگرده. مهارتی که کنار گذاشتی تبدیل به یک مهارت قابل فروش میشه، گفتگویی که میترسیدی خوب پیش میره، و شغل یا مسیری که تنها گزینه تو بود تبدیل به یکی از چند تا میشه. طرفداری معکوس از گام های جسورانه و واقعی که سریعاً بعد از درک کردن، قبل از اینکه داستان قدیمی زمان داشته باشه که خودش رو دوباره جمع کنه.
هشت شمشیر: آره يا نه؟
نه.
این کارت به شکلی که هست ، یک نه است ، اما حروف کوچک را بخوانید: نه توسط محدودیت های درک شده ، و نه معمولاً توسط واقعیت ، ایجاد می شود. هر چیزی که می خواهید بپرسید از درون داستان جاری غیرممکن به نظر می رسد. داستان را تغییر دهید ، فرضیه را امتحان کنید ، چشم بند را درآورید ، و خود سوال اغلب تغییر می کند. بعد از حرکت دوباره بپرسید.
کارتهای مرتبط
پرسشهای متداول
اين کارت امروز مي تونه پيدات کنه؟
اين کارت رو توي يه خواندن زنده بکشين →


